نقد سریال reasons why 13

اگر اطلاعات از دسته رفته خیلی مهم هستند و شما نتوانستید با هیچ کدام از روش‌های بالا آن را بازیایی کنید، شاید بخواهید از سرویس های پیشرفته ریکاوری فایل حذف شده استفاده کنید.

اگر برید توی فضای فیلمسازی و از نزدیک برخورد داشته باشید،

درست برخلاف «چیزهای عجیب‌تر» که حول و حوش ماجراجویی‌های فانتزی و خنده‌دار و بامزه‌ی یک سری بچه‌ی جسور در محله‌شان است، «تاریک» حال و هوای به شدت واقع‌گرایانه‌تر و مرگبارتری دارد. هرچه تمرکز «چیزهای عجیب‌تر» روی ماجراجویی‌های هیجان‌انگیز است، «تاریک» می‌خواهد کاری کند تا بوی رطوبت جنگل‌های بارانی شهر ویندن را استشمام کنید. اگر «چیزهای عجیب‌تر» مثل جشن تولد می‌ماند، «تاریک» یک مراسم خاکسپاری طولانی و سخت است. اگر ترس «چیزهای عجیب‌تر» به اندازه‌ی شب هالووین بی‌خطر و مصنوعی است، ترسِ «تاریک» شوخی‌بردار نیست. اگر در «چیزهای عجیب‌تر» بچه‌ها با قلاب سنگی و چوب بیسبال و تله‌کینسیس در مقابل دماگورگن‌ها ایستادگی می‌کنند، «تاریک» در دنیایی جریان دارد که بچه‌ها خود را در اتاقی پیدا می‌کنند که تنها بخش آرامش‌بخش‌اش، کاغذ دیواری‌ کودکانه‌اش است.

درست برخلاف «چیزهای عجیب‌تر» که حول و حوش ماجراجویی‌های فانتزی و خنده‌دار و بامزه‌ی یک سری بچه‌ی جسور در محله‌شان است، «تاریک» حال و هوای به شدت واقع‌گرایانه‌تر و مرگبارتری دارد

با وجود اینکه نیمی از فصل اول را دیده‌ام اما همین میزان کافی است برای به نقد کشیدن آن. برای بررسی و تحلیلش و اینکه آیا اثر در پسِ ساختِ ادعای خود، خوب عمل می‌کند یا بد، آیا می‌تواند من را مجاب کند که دنبالش کنم یا نه. لذا پیش‌فرض را بر آن می‌گذارم که خواننده‌ی این نقد، سریال را حداقل تا همین میزان دیده باشد، بنابراین از بازتوضیحِ داستان و معرفیِ خط و ربطِ آن پرهیز می‌کنم.

و به شخصه بیشتر از صحنه های اکشن، این نوع پرداختنها به روابط انسانی رو می‌پسندم.

درست مثل دِری که تاریخ دور و دراز ترسناکی دارد، تاریخ خشونت و ناآرامی در ویندن هم به دهه‌ها و شاید قرن‌ها قبل برمی‌گردد. درست مثل دِری که سرنوشت ساکنانش را در چنگال دارد و اجاز‌ه‌ی فرار و رهایی و آرامش‌خاطر به آنها را نمی‌دهد، ویندن هم ساکنانش را در چرخه‌های تکرارشونده گرفتار کرده است. یکی از دیگر ویژگی‌های «تاریک» که خیلی یادآور رمان استیون کینگ است، گستردگی افق داستان است. همان‌طور که «آن» با گم‌شدن چندتا بچه شروع شده و به نبرد با یک موجود کیهانی ختم می‌شود، «تاریک» هم با معرفی کاراکترهای مرموزی مثل کشیش که بدون اینکه پیر شود در همه‌ی خط‌های زمانی حضور دارد و حرف‌هایی درباره‌ی جنگ حماسی و آخرالزمان‌گونه‌ی خیر و شر و می‌زند و همچنین با روبه‌رو شدن با سکانس پایانی فصل اول فاش می‌کند که داستان این شهر خیلی بزرگ‌تر از چیزی است که در ابتدا فکر می‌کردیم. البته که «تاریک» به عنوان یک سریال ۱۰ ساعته فرصت بیشتری برای پرداخت به این چیزها در مقایسه با فیلم «آن» داشته، اما فقط خواستم به این نکته اشاره کنم که «تاریک» در اجرای یکی دیگر از الهام‌برداری‌هایش عالی ظاهر می‌شود.

هر کدام از این آثار در زمان خود جزو آثار محبوب و پر مخاطب رسانه‌ی ملّی تلویزیون به حساب می‌آمدند.

«تاریک» اما سریال بی‌نقصی نیست و تاحدودی دچار همان مشکلی می‌شود که داستان‌های پازل‌محور خیلی باید مراقب نیفتادن در دام آن باشند: ضعف در شخصیت‌پردازی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

من مرتضی اسدی هستم، یک توسعه‌دهنده‌ی نرم‌افزار و در این وبلاگ دست‌نوشته‌هایم را می‌نویسم. درباره‌ی من بیشتر بخوانید.

نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد.

اما مشکل این است که فیلمساز به طور غیرمنطقی و نادرستی، اصرار دارد حتی یک کلیپ چند دقیقه‌ای از شبِ کاوه و کتایون بسازد و با حرکات کرین و قاب‌هایی منفرد، روی تنهایی کتایون روی کاناپه و کاوه روی بالکوم تاکید کند.

«پنیا» بسیار عقب‌مانده‌تر از «مورفی» است و همین میزان اشاراتِ اندک را هم ندارد. دلیلِ دشمنی‌اش با «اسکوبار» و باند او مشخص نیست. صحنه‌ای که «پنیا» دستورِ قتلِ «گاچا» را می‌دهد به یاد آورید، زمانی که «گاچا» از مرگِ پسرِ خودش عصبانی است و تمام تیرهایش را خالی می‌کند، بهترین فرصت برایِ زنده به چنگ انداختنِ اوست اما «پنیا» دستور آتش می‌دهد تا او را آبکش کنند. که چه بشود؟ دلیلش چیست؟ علتِ عصبانیتِ «پنیا» از «گاچا» چیست؟ خدمتکاری که پسرِ «گاچا» و نه خودش، کشته است که دلیل نمی‌شود، باز هم توجیه است.
زیرنویس سریال سلام ساب

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *